داستان یک خانم و قورباغه آرزوها

خرید بک لینک
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف میزد! رو به خانم گفت: اگر مرا از بند آزاد کنی سه آرزویت را برآورده میکنم.

ادامه مطلب رو از دست ندید...

رویای دخترونه من...

ما را در سایت رویای دخترونه من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:17

صفحه بندی